Get Adobe Flash player

Clocks ساعت

Calendar جنتری

سبتامبر 2017
دسچپجشی
123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 81 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

غازی امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

جشن حکومت شاهی محمد ظاهرشاه

جشن زمان شهید سردارمحمد داؤد خان

شهید سردار محمد داود خان

dawd S

1919 شاه امان الله خان شاه افغانستان

شاه امان الله خان شاه افغانستان 1919

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

نمای تاریخ تصویری فغانستان

Afghanistan Hestori 200

نمای تاریخ تصویری فغانستان

د اسټراليا اوښبه افغانان

Afghan Austerlia 1 200

د اسټراليا اوښبه افغانان

مرحوم مدیر صاحب الدین

sahebdin

مرحوم مدیر صاحب الدین

د اغلې خاطرې اسحاقزۍ لنډ ژوند لیک

بنیاد خیریه پیمان

Paiman Foundation A 200

بنیاد خیریه پیمان
Paiman Charity Foundation
www.paimanfoundation.com

وب سایت جدید ولایت لوگر

خطاطي نستعليق آنلاين

logo ass

کمپیوتر سرویس

آموزش حج وعمره همراه با عکس

تانجانت بورد پښتو

د پښتو ژبی نوی فونتونه

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

مسجد آنلاین

محمد ابن عبدالوهاب عربی

مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل

دو روز پي در پي

du ruze paidarpai

آموزش نماز برای کودکان

کتابخانۀ دانشنامۀ افغان

Map of Country نقشه کشورها

نعت عالم شوقی

Naat Alem 200

www.kodakan.se

kodakan afghan 200

Afghanistan افغانستان

imagescak6d4un 200

بازی اطفال با گل

blommor aa

تظاهرات گستردۀ افغانها مقابل سفارت امریکا

اختره ته راغلۍ

Akhtara 200

آشپزخانه کوچک من

Home خانه

افغانان در تاریخ اهل سنت ایران

افغانان در تاریخ اهل سنت ایران
(معرفی کتاب «نگاهی به تاریخ ایران بعد از اسلام)

مصطفی «عمرزی»

Tarikh Iran 200معمولاً آن چه در تاریخ نگاری ایرانی به پیرامون پرداخته می شود، چه چپ باشد یا راست، مجوس (فارس) یا آخوندی، زیر تاثیر تلقیناتی ست که به نام ایرانی گری، مرز های گسترده دارد و فرهنگ های مردمان و ملت های با نام و نشان، اجزا، اعضای و ضمایم آن به شمار می روند. این نگرش که طی صد سال اخیر، به بیماری تاریخ پردازی ایرانی مبدل شده است، پس از تداخل در سیاست، جزو مکتب های فکری می شود و از حیث ایسم آن، مصادره ی ارزش های دیگران، یک اصل به شمار می رود. بر این اساس، قرائت تاریخی آثار تاریخی ایرانی، به ویژه اگر مجوسی (فارس) یا آخوندی باشد، نه فقط خوش نیست، بل باعث گمراهی و سوء برداشت می شود.

 تاریخ نگاری نوع کشور محور، که در جغرافیای جهان سوم، زاده ی القائات استعمار است، در محور واحد های سیاسی کنونی، گذشته را به مغالطه می گیرد. در جایی نوشته بودم، مفهوم سرزمینی، در زمینه ی تاریخی، مثلاً می تواند چشم انداز منطقه را برای افغانان به گونه ای پرداز دهد که در کنار اثرات فرهنگی، مدنی و معنوی، سطیره ی سیاسی در شرق و غرب، شمال و جنوب، می تواند محاسبات کنونی را در امور مختلف، به گونه ی استراتیژیک کند که با تامل بر اجتماعات میلیون ها پشتون در هند و پاکستان، فرامرز های زبان های دری و پشتو و اشتراکاتی که تحریف نشده باشند، در تداعی پس منظر تاریخی، ما را از مفاد معاملات سیاسی و اقتصادی بهره دهد. افغانستان با اکثریت اهل سنت و مسلمان، هرچند تنوع گسترده ی قومی دارد، اما در همسویی با باور های مذهبی که بسیار مهم اند، می تواند در زمینه ای نیز به همسایه ی غربی اش نزدیک باشد که منطقی می نماید. سرمایه گذاری های بی اندازه ی ولایت فقیه در امور اقلیت تشیع در افغانستان و ضمایم زبانی در سایه ی فارسیسم، دو کشوری را که می توانند با موقعیت های جغرافی، منابع طبیعی، باور های مذهبی و فرهنگی، فرصت های بهتر بسازند، در عکس مساله، در فشار مضاعف قرار داده است تا از رهگذر میلان ایران به اقلیت های قومی و مذهبی، دچار کشیده گی باشند و در عدم توازن، فاصله ها بیشتر شوند.

تاثیر نشرات ایرانی با صدور و تورید در جامعه ی افغانی، در نیم قرنی که گذشته است تحت تاثیر کار فرهنگیان مجوس (فارس) و پس از انقلاب، رهروان ولایت فقیه، به باور های ضد افغانی به میزانی کمک کرده است که می توان بدون اندیشه گفت، از حیث این تحریفات، بخش مهم ایسم های ضد افغانان، ایرانی اند. تحلیل شیعه و فارس، افغانستان را در وارونه نمایی، بی شباهت به حدودی نمی کند که در همه جای آن، طرز تلقی از شیعه و فارس، این جغرافیه را در ساحه ی نفوذ فارسیسم، متاثر کند.

در این نوبت، با بررسی اثری از یک مسلمان اهل سنت ایران، هرچند موضع او در متن فارسیسم و ایرانیسم، تفاوت زیادی از برداشت هایی ندارد که در روشنگری های تاریخی ایرانی، بسیار مشکل دارند، اما احترام او به واقعیت هایی تاریخی و قومی افغانستان که به ویژه در ایران، همواره تحریف می شوند، اهمیت این نگرش را بیشتر می کند که در همسویی با واقعیت های کلان کشور و باور های مذهبی، ایجاد تفاهم در معاملات بین المللی، یک افغان اهل سنت و یک ایرانی اهل سنت را، خوب تر و بیشتر کمک می کند با باور های قلبی و فکری، همکاری کنند و در این همکاری، معضل سنی و شیعه، مشکل نسازد.

ده سال قبل انتشارات میوند، در یک ابتکار جالب، نمایشگاهی برپا می کند که برای اولین بار (به نظر من) کتب فرهنگیان و عالمان دینی اهل سنت ایران در آن به فروش رسید. دوستی دو جلد کتاب (چهار امام اهل سنت و جماعت و نگاهی به تاریخ ایران بعد از اسلام) را برایم تحفه می دهد که پس از مطالعه ی آن ها، متوجه شدم، حُسن نظر و احترام به واقعیت های تاریخی ما، به خصوص در کتاب آقای فریدون اسلام نیا (مولف کتاب نگاه به تاریخ ایران بعد از اسلام) از نگرش مجموعی جامعه ی 20 میلیونی اهل سنت ایران حکایت می کند. در این کتاب، باوجود بزرگ نمایی های معمول فارس زده و آن آز بیمارگونه که افغانستان را در تاریخ ایران، تحلیل می کند، اما با احترام و حرمت بسیار به واقعه ی تاریخی حضور افغانان در ایران، امید هایی به وجود آورد.

در کتاب «نگاهی به تاریخ ایران بعد از اسلام»، حماسه ی افغانان، چنین تبیین شده است:  

«گرگين خان، حاکم قندهار شد. طبق نظر علماي صفويه به رهبري مجلسي، اهل سنت کافر محسوب مي‌شدند و تجاوز به جان و مال و ناموس آن ها حلال بود. اين فتوا باعث شد که مريدان مجلسي، تجاوز را در حق اهل سنت از حد بگذرانند. بدنبال بي‌حرمتي از طرف وزير اعظم شاه حسين در حق اميرخان- از بزرگان افغانستان که به دادخواهي به دربار آمده بود و نامهء آن ملعون به گرگين‌خان مبني بر اين که هر چه مي‌تواند بر سر اهل سنت بياورد، شيرمرد دلير اسلام، محمود افغاني، تصميم به قلع و قمع دشمنان اهل سنت و ايران گرفت و توانست حکومت قشري و خونخوار و غرق در شهوت‌پرستي را برافکند. محمود افغاني به تصريح آصف الحکما در رستم التواريخ، جواني بود به کلمات صوريه و معنويه و آراسته و در فطنت و کياست و رشادت و تميز و نظم و نسق و موافق حساب و احتساب بي‌باک و کشندهء هر دزد و راهزن و ظلم و ناپاک بود.»

«سه انقلاب بزرگ و تقريباً همزمان در کردستان، بلوچستان و قندهار بر عليه صفويه صورت گرفت که دو تاي اولي به شدت سرکوب شدند، ولي سومي به علت لياقت سردارش [محمود هوتکی] به پيروزي رسيد و زمينه‌اي شد براي نابودي سلسلة صفويه در سال‌هاي بعد، اما افسوس که اهل سنت هيچ گونه اتحادي باهم نداشتند، به جز در موارد اندکي مانند کمک بلوچ‌ها به ميرويس، پدر محمد، موقعي که او در قندهار در محاصرهء خسروخان، برادرزادهء گرگين‌خان، بود. ميرويس در سال 1129 ه‍. ق درگذشت. جانشين او عبدالعزيز، قصد مصالحه داشت، ولي محمود، فرزند بزرگ ميرويس، او را از سر راه برداشت و به حکومت صفويه پايان داد. از جمله عوامل پيروزي محمود، سيد عبدالله، والي خان هويزهء اهل سنت بود که از طرف شاه حسين به عنوان فرماندهء قزلباش در جنگ محاصرهء اصفهان، انتخاب شده بود.

عامل ديگر، قيام لزگي‌هاي اهل سنت در آذربايجان بود. همچنين غوطه‌ور بودن شاه و درباريان در فساد لجام گسيخته از علل اساسي سقوط صفويه به دست محمود بود. سقوط حکومت صفويه، شادي مردم ايران را برانگيخت و مردم را از فقر و پريشاني و کشتار و ظلم و تعدي روزمره نجات داد. لازم به ذکر است، هزينهء سفر شاه حسين با شصت هزار نفر     همراه اش در سال 1117 ه‍. ق به قم و مشهد، به قدري گزاف بود که نه فقط موجب تهي شدن خزانهء مملکت شد، بل شهر هايي که شاه از آن عبور مي‌کرد، دچار قحطي شدند.

بعد از فتح اصفهان ( 1135 ه‍. ق) به دستور محمود، تمامي خوراک و آذوقهء ذخيره در کاروان افغان‌ها را به درون شهر بردند و به زودي آثار قحطي و گرسنگي رفع شد. بسياري از فراريان به منازل و مغازه‌هاي خود بازگشتند. وي مردي از افاغنه را که متقي و زاهد و مدبر و باکفايت بود، به حل و عقد امور شرعي و حقوقي و اجتماعي مردم اصفهان گماشت. او در کار خود موفق شد و توانست رضايت مردم را جلب کند.

کروسينسکي [سفیر پولند] در سفرنامهء خود، صفحة 68 مي‌نويسد: مردم چنان از ديانت و عفت و پاکدامني او [محمود هوتکی] مسرور و خوشحالي مي‌کردند که به زمان گذشتهء خود که باعث زوال دولت شان بود، افسوس بي‌نهايت مي‌خوردند... .

محمود براي توازن مذهبي در اصفهان، يکصد هزار تن از اهل سنت گزين همدان را به اصفهان کوچ مي‌دهد. در گرما گرم محاصرة اصفهان، اشرف، پسر عموي محمود، براي شاه حسين، نامه نوشته و از او مي‌خواهد که در قبال آذوقة فرستاده شده از طرف او و کمکش براي نابودي محمود شاه، فرماندهي کل قشون ايران را به او بدهد، اما شاه حسين به سخنان اشرف اعتماد نمي‌کند. بعد از مدتي اين راز (ارسال آذوقه و نامه) براي محمود فاش مي‌شود، ولي او به روي خود نمي‌آورد. بعد از سقوط اصفهان، اشرف را زنداني مي‌کند. در سال سوم حکومت محمود، جنگي مابين او و عثماني روي داد که به شکست عثماني‌ها انجاميد. سران قزلباش که ديگر قادر نبودند به تجاوز و تعدي خود نسبت به مردم ادامه دهند، دست به کودتايي بر ضد محمود مي‌زنند، اما نقشة شوم آن ها برملا مي‌شود و محمود همگي آن جنايتکاران را به قتل مي‌رساند.

بعد از آن، محمود- شاه حسين را وادار مي‌کند که همة زنانش که بالغ بر پانصد تن بود را به جز يکي طلاق دهد. هواداران اشرف در سال 1137 ه‍. ق، وي را از زندان نجات داده و محمود که به شدت مريض بود را به شهادت مي‌رسانند. به تصريح رستم التواريخ، حکومت اشرف نيز با عدل و انصاف بود و خبري از جور و ظلم قزلباش در آن نبود.»

قسم معمول رویداد و حماسه ی بزرگ افغانان در ایران، در تواریخ مجوسان (فارس ها) و ایرانگرایان فارسیست، بلایی وانمود می شود که به نام «فتنه ی افاغنه»، نه همانی ست که مورخ اهل سنت ایران با مراجعه به تاریخ، تصریح و اعتراف می کند که حاکمیت افغانان در ایران، عادلانه و باعث مسرت مردم بود.

 با ورود افغانان در ایران، زبان دری، زبان رسمی شد (شهاب ترشیزی ازمعاصران محمود هوتکی، شعری دارد که محمود هوتکی را برای این عمل، ستوده است) و حاکمیت بیش از دو صد ساله ی انگیزاسیون شیعه ی صفوی با بدترین سیاست های ضد انسانی و اهل سنت، وارد گورستان تاریخ می شود. اختلافات درونی افغانان و آن بی اتفاقی مشهور قبایل پشتون، عمر یکی از خوب ترین حاکمیت های تاریخی در ایران را کوتاه می کند؛ حاکمیتی که بر روی بیش از دو قرن جهالت صفویه، مبدایی از یک آغاز دیگر شد. هرچند قاجار ها، باور های مذهبی صفویه را داشتند، اما در فاصله ی زمانی حاکمیت های افغانان و نادر افشار، تنفسی میسر می شود تا مردم ایران با بازنگری به رنگ ها و معنویات، حضور اجتماعی و قومی خویش را با حفظ اصالت ها، در زمینه ی متنوع زبانی و فرهنگی ایران، به آینده ببرند. در واقع کاستن از فشار  ستم ها و ظلم های شیعه ی صفوی که با حماسه ی بزرگ افغانان در ایران، به همراه بود، مشی حاکمان آن جا را، باوجود تداوم تشیعه در سلسله ی قاجار ها و بالاخره تا امروز، در برخورد با واقعیت های مذهبی، زبانی و فرهنگی به تسامح و تساهل بیشتر، ناگزیر کرده است.

 اهمیت حماسه ی افغانان در ایران، با آزادی ها و فرصت هایی که میسر می شوند، می تواند در سقوط سلسله ای بسیار اهم باشد که روزی بزرگ ترین ملای آن جا، در داعش صفتی آشکار، دشمنی با علم و دانش را چنین تعریف می کند:

«شیخ بهایی از بزرگان صفویه در کشکول خود می گوید:

علم فقط علم عاشقی است / بقیه تلبیس ابلیس شقی است

اين، نظر يکي از بزرگ ترين شيخ الاسلام‌هاي صفوي است.»

یادآوری:

از طریق لینک زیر، کتاب «نگاهی به تاریخ ایران بعد از اسلام» را رایگان دانلود کنید!

http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=106afvsgq.pdf

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بیرق ملی افغانستان

afghanistan

image 006 image 006 image 006

Main Menu

ساینس ، طب و معلومات علمی

حقیقت در یوتیوب

youtube

الحاج سلیم عابد پيمان

salim abed paiman 200

جنتری یا تقویم سال ۱۳۹۶

Calandar 1395 S 200

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

آشپزی افغانی

dast pukht afghani 180

تاریخی، سیاسی، فرهنګی ، کلتوری او اجتماعی کتابونه

نماز ستون دین

Namaz Ston Din 1 200

تلویزیون آشنا

daritvplayer

د آشنا تلویزیون وروستی خپرونه

player240

مرحوم داکتر عزیزالله لودین

dr. azizullah lodin 200

ښاغلۍ محمد رسول باوری

bawari 200

استاد شاه محمود محمود

Ustad Shah Mahmood Mahmood 200

د ارګ تاریخچه

باغ بابر

پښتانه اصلاً څوک دي ؟

فال حافظ

hafez copy

سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران

Tamuli Dar Bonyan Jalyat 200

!بیستمین سالروز پیروزی مجاهدین بر همه مبارک باد

ننگرهار مشاعره

پرویز شگیوال

Saraji Atal سراجی اتل

سمیع الله تړون

Rates widget

Currency Converter

شعر پښتو

برنج گل لاله

loga

شرکت حسابداری الیاس

Elias S

ښاغلی سمیع الله تړون

Samiullah Taron 200

ښاغلی سنګر مل عارفزی

ویدیو کلپ کارتون برای اطفال خورد سال

Statistics

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
7.1.8
MySQLi
5.7.19-log
زمان
17:32
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
352
نمایش تعداد مطالب
59344

اخبار جدید

تاریخچه مختصر بچه سقاو

Login Form

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.haqiqat.se حقیقت

Innehållsansvarig: Salim Abed Paiman, 073- 939 46 22 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.haqiqat.se All Rights Reserved.