Home خانه

دکتور رضا مرادی «غیاث آبادی»

دکتور رضا مرادی «غیاث آبادی»

مصطفی «عمرزی»

Dr. Reza Moradi 200دکتور رضا مرادی غیاث آبادی را می توان دومین فرهنگی و محقق ایرانی به شمار آورد که پس از زنده یاد استاد ناصر پورپیرار در ایران، مبحث تاریخ را در فصل های نو انتقاد، گشوده است. در جریان جست و جو برای یافت واقعیت هایی که حداقل در دنیای مجازی، مکتوم نمی ماندند، نام استاد غیاث آبادی، خیلی زود پُر جذبه شد. هرچند زحمات ستودنی و بزرگ زنده یاد استاد ناصر پورپیرار در ختم کلام و حرف آخر مباحث تاریخی که هزار مشکل دارند، جایگاه آن بزرگ را در مقام اول، اولویت می دهد، اما در جو این روشنگری ها، کسان دیگری نیز سهم می گیرند که استاد غیاث آبادی از چهره های متشخص آنان به شمار رفته است.

 در تاریخ نگاری پُر از ابهام که با درشت کردن خطوط افتخارات قلابی و کذایی در آن، به گونه ای خواسته اند ناسیونالیسم قومی را بر اساس تفکیک و تشخیص، سوا از مبادی انسانی جا بیاندازند، در یک قرنی که در جغرافیای کشور های معروف به جهان سوم، به ویژه در کشور های اسلامی می گذرد، قایل شدن به سطوحی که در گاف گذاری های عجیب مستشرقان غربی که از منظر آنان، گویا عجایب پیش از فرهنگ و تمدن اسلام، خوب ترین ها بوده اند، در واقع در چند قرن اخیر، مسلمانان زیر فشار استعمار اروپایی، اگر در کشور های اسلامی بوده اند، الهام از دین آسمانی اسلام، همواره منافع استعمارچیانی را به خطر می انداخت که از طنین الله و اکبر، ناگزیر بودند به حق دیگران دست نزنند.

پایان استعمار و حاکمیت های پس از استعمار، به ویژه در کشوری همانند ایران، ظاهراً در اختیار مشی ضد خارجی که تا حاکمیت کنونی، در واقع هنوز هم به جایی نرسیده است، سیاست های فرهنگی حاکمیت را بر اساس برداشت های قدرت هایی که تا حالا در سرنوشت مردم، تداخل ایده وی و سیاسی شده اند، در کشوری که اکثریت قاطع آن را مسلمانان می سازند، دورنمایی از یک تاریخ سیاه را تعمیم داده است که در انواع جعلیات و دست کاری های آن، اینک مکتب فارسیزم، در تعارض کلان با اسلام، دشواری های اجتماع کثیرالقومی ایران را بیشتر می کند. قرائت تاریخی بر اساس ساخته و بافته های فارسیستی که در هاله ی ایرانیسم، باید همه را استحاله کند، در هویت زدایی های آشکار و ضد انسانی، فرصت های تعقل بر امور فرهنگی ایران را در مواقعی که پس از سقوط سلطنت پهلوی در ایران واقع می شوند، به ابوابی رسانده است که با کار های بزرگان ایرانی، اینک کتب و نشرات آن فرامرزی می شوند.

استاد غیاث آبادی در میان روشنگران ایران، با دید مشبوه به تاریخی که مشکل آفرین شده است، کوشش های زیادی به خرج می دهد که در این میان، دو کتاب «رنج های بشری» و «باستان شناسی تقلب»، بیشتر از حوصله ی رسمیات روشنگری در ایران، تابو ها را بشکنند و اما با همان واقعیتی تصادم کنند که هنوز ظرفیت ایجاد شده برای پذیرش واقعیت ها در ایران، به حدی نیست که با رفع محدودیت سانسور و صدور جواز به آثار روشنگر، سطح کیفی آثار چاپی در ایران را بیشتر کنند. دو کتاب بالا، مجوز نشر نمی گیرند و اما اخبار آن ها در دنیای مجازی، مشتاقان حقیقت را غافل نمی کند از مزایای استفاده ی آن ها محروم شوند.

سایت «پژوهش های ایرانی» که مستقیماً از سوی دکتور غیاث آبادی مدیریت می شود، دو کتاب ارزشمند «رنج های بشری» و «باستان شناسی تقلب» را برای کسانی که خارج از ایران مایل به نشر آن ها باشند و یا علاقه مندانی که مایل به مطالعه اند، در دسترس قرار   می دهد.

من چند سال قبل در هنگام ارسال کاپی معاهده ای میان افغانستان و ایران که در سلطنت های شاه امان الله و احمدشاه قاجار، صورت گرفته بود، از لطف تماس ایمیل با استاد غیاث آبادی بهره مند می شوم و ایشان همانند فرهنگی ای که شایسته اش است، در تدوام این ارتباط، از کار های شان می نویسند. متاسفانه وعده ام برای نشر کتب ممنوع الانتشار استاد غیاث آبای در افغانستان، بر اثر رکود بازار کتاب و ضعف مالی، به جایی نمی رسد. تا حالا که این مقال را می نویسم، از عهده ای وعده ای که داده ام، برنیامده ام، اما فعالیت سایت استاد غیاث آبادی و موجودی نسخه های دو کتاب ممنوع النشر شان به گونه ی سافت، این فرصت را میسر ساخت تا آن ها را از طریق رسانه های افغانی معرفی کنم و کسانی از هموطنان مستفید شوند.

روزنامه ی سرخط، کتاب «رنج های بشری» را معرفی کرده است و کتاب «باستان شناسی تقلب» نیز در دنیای مجازی افغانان، سیر می کند.

و اما در این فرصت، در حالی که شناخت افراد متشخص جامعه ی فرهنگی ایران، به ویژه کسانی که جرات کرده اند و می خواهند با نقد فارسیزم، سالمیت فکری بیشتری ایجاد شود، ممد خوبی نیز  است در حوزه ی کار افغانان فرهنگی، منابع و افرادی از چشم نیافتند که می دانیم با استفاده ی گسترده از نشرات ایرانی در افغانستان، مفاهیم مختلفی وارد جو فکری و فرهنگی ما شده اند که متاسفانه بر اثر تعمیم مواردی که بسیار سیاسی و غرض ورزانه اند، محاسبات زیادی در امور فرهنگی ما به گونه ای صورت بگیرند که از نتیجه گیری آنان، فقط حداقل خیر، نصیب ما می شود. در جامعه ای که در تامین اولویت هایش، حتی در مسایل فرهنگی، وارد کننده است، در فضای سیاسی کنونی، عدم تفکیک میان خوب و بد، مجوز آلوده گی هایی ست که دیدیم در چند سال اخیر، چه گونه در باب مسایل وحدت فکری و ملی، وقتی خوانش تاریخی و فرهنگی در میان باشد، با ریفرنس منابع و افراد ایرانی، افتراق فکری ما را بیشتر کرده است.

شناخت منابع و افراد متشخص فرهنگی در ایران، در جایی که جسارت کرده اند و با انگشت انتقاد،  شومیت فارسیزم را نکوهش می کنند، حامیان افغانی موضع ملی را کمک می کند در بحث گفت و گو، به آدرس های مراجعه کنند که می بینیم در ستیز با واقعیت های افغانی، استفاده از منابع ایرانی، کاربرد زیاد دارد. در واقع نشانه های روشنگر ایرانی، همانند پادزهر در برابر زهر مخالفان، به راحتی کمک می کنند با قرار دادن دو سوی ایرانی (درست و نادرست) کسانی را مجاب کنیم که اگر نقد شوند، با فرار از منطق، بهانه می آورند بر اثر ستیز سیاسی، ایران ستیزی می کنند.

در تلاش برای دریافت و معرفی آثاری که با نگرش انتقادی، به ویژه فارسیزم را ناکار   کرده اند، استفاده از آثار فرهنگیانی که همانند استاد ناصر پورپیرار، تکدر ناشی از فضای آلوده را عقب زده اند، در روشنایی آن ها، حساب ما برای تحکیم واقعیت های پُر ارزش تاریخ و فرهنگ افغانان، اگر در موضع ما باشد، بیشتر می شود.

در زیر، لینک های کتاب های «رنج های بشری»، «باستان شناسی تقلب» و سایت «پژوهش های ایرانی» را قرار می دهم. خدا کند کسانی که مساله را فراتر از «معمولی» می بینند، در پرتو زحمات استاد غیاث آبادی، بیشتر از عادت برخورد فرهنگی ما (ناچیز) در ورای حقایقی که در مزایای دنیای مجازی، شانس انتشار دارند، به حل مشکلاتی دست یابند که مثلاً با دریافت نسخه های روشنگر نقد، واقعیت های پیرامون ما، چنانی که به نفع ماست، دستاویز عداوت پیشه گان بی خردی را کوچک کنند که در دسته های غیر افغانی در افغانستان، خوش منظر نیستند.

http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=98xfizei.pdf

http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=107wbcqor.pdf

http://ghiasabadi.com/