Home خانه

عجز

عجز

حیات الله بخشی

تا صمدم کند نگه، کی صنمت نهم جبین
تا تو صنم عدم شوی تا عدمت نهم جبین

سجده ی دل به شوق اگر راه بر آستان کشد
گریه ز انفعال کنم در حرمت نهم جبین

سایه ی هیبتت ربود عقل و دل و دیده ی من
چیست گناه من که من در قدمت نهم جبین

دل به جمت جهان نماست، دیده ی اعتراف گواست
عشق در استغاثه تا از کرمت نهم جبین

قبله ی دل ز عرش تو، آیینه کشد اگر
کعبه ی اشتیاق وصل تا چه دمت نهم جبین

سعی طلب بکش به عجز شش جهتش تو بخشیا
مستغنی ست بگویی گر بیش وکمت نهم جبین