Get Adobe Flash player

Clocks ساعت

پنجشنبه, ۱۹ اکتبر ۲۰۱۷
پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶
پنجشنبه, ۲۸ مُحرم ۱۴۳۹

Calendar جنتری

اکتبر 2017
دسچپجشی
1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 57 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

غازی امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

جشن حکومت شاهی محمد ظاهرشاه

جشن زمان شهید سردارمحمد داؤد خان

شهید سردار محمد داود خان

dawd S

1919 شاه امان الله خان شاه افغانستان

شاه امان الله خان شاه افغانستان 1919

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

نمای تاریخ تصویری فغانستان

Afghanistan Hestori 200

نمای تاریخ تصویری فغانستان

د اسټراليا اوښبه افغانان

Afghan Austerlia 1 200

د اسټراليا اوښبه افغانان

مرحوم مدیر صاحب الدین

sahebdin

مرحوم مدیر صاحب الدین

د اغلې خاطرې اسحاقزۍ لنډ ژوند لیک

بنیاد خیریه پیمان

Paiman Foundation A 200

بنیاد خیریه پیمان
Paiman Charity Foundation
www.paimanfoundation.com

وب سایت جدید ولایت لوگر

خطاطي نستعليق آنلاين

logo ass

کمپیوتر سرویس

آموزش حج وعمره همراه با عکس

تانجانت بورد پښتو

د پښتو ژبی نوی فونتونه

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

مسجد آنلاین

محمد ابن عبدالوهاب عربی

مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل

دو روز پي در پي

du ruze paidarpai

آموزش نماز برای کودکان

کتابخانۀ دانشنامۀ افغان

Map of Country نقشه کشورها

نعت عالم شوقی

Naat Alem 200

www.kodakan.se

kodakan afghan 200

Afghanistan افغانستان

imagescak6d4un 200

بازی اطفال با گل

blommor aa

تظاهرات گستردۀ افغانها مقابل سفارت امریکا

اختره ته راغلۍ

Akhtara 200

آشپزخانه کوچک من

Home خانه

جواب های سرپایین

جواب های سرپایین

مصطفی «عمرزی»

Dustom 200جواب های سربالا، عبارتی ست که عموماً در زمان عدم پاسخ قناعت بخش، به جانبی حواله می شود که نخواسته یا نتوانسته است پاسخگو باشد. ادبیات چنان جواب هایی، از معنی می آویزند، اما معنی نمی دهند. این گونه، بیشترینه طفره یا چشم پوشی در نپذیرفتن مسوولیت یا رد شدن از آن است. در جامعه ی بحرانی ما که سیاست در حد استعمال اشیای یک بار مصرف درمی آید، ادبیات جواب های سربالا، در حد تکرار وجود دارد؛ بنابراین آوردن مثال های آن، جالب نیستند.

 این که مجموعه ی گفتاری و نوشتاری روزانه ی ما در میلان به خواسته ها و سلایق، به چه میزانی اصوات و مخطوطات سیاسی را پخش و صادر می کند، سیاهی لشکر های رسانه یی در پُندیده گی کمیت، اما در لاغری کیفیت، دور مردم را حصار می کشند تا کسانی که ضعف سواد و تحصیل داشته باشند، در درک اصل قضایا، در سرگردانی ها، بیشتر بمانند.

این که چرا توسل به منطق ضعیف، نیرنگ و عدم پذیرش مسوولیت، به زایش طرز فکر لاقید و سُست می انجامد، شاید در دشواری هایی که در بُعد زمان، طولانی می مانند، کسانی را که مسوولیت دارند و به نحوی پاسخگو اند، وابدارد در باران همیشه گی خواسته ها، چتری بسازند تا حداقل در ستر آن، از فشاری بکاهند که در تداوم مشکل، رفع نمی شود.

اندیشه برای حل مُعضل، از مواردی ست که در جامعه ی ما، برای کسانی که آرمانی     می اندیشند و در گستره ی بزرگ تر، در غم و الم توده ها شریک می شوند، در مواجهه با انبوه دشواری، صورت های دیگری از روی کردن را نشان می دهد که تا زمانه بوده است، ظرفیت های بشری در شگفتی های خلقت، راه و چاره می سازند و این ابتکار، تنوع هر مورد و مساله ای را می افزاید.

جواب های سرپایین، نوع دیگر رهایی از مخمصه ای ست که می پندارم در ادبیات مسوولان در زمان عجز، به طنز و فکاهی می رسد، اما توجه ما در عادت آن چه             می گیریم، از لطف چیز های نو به شتاب می گذرد. گاهی به جمله ی عجیبی از امیتاب بچن، در فلم دان، که بعداً قسمت نو آن با نقش مرکزی شاهرخ خان آمد، می اندیشم که در زمان دریافت، شاید در کودکی و عنفوان جوانی، مساله ای در عجایب فلم هایی بود که از مشت و مال کردن طرف های آن، بیشتر از موضوعات آموزشی و فرهنگی، خوش ما می آمد. امیتاب بچن در زمانی که از خارق عادت هایش می گفت، این جمله ورد زبانش می شد:

به زبان اردو: «دان کی پکرنا، مشکلی نهی، ناممکن هی!»

ترجمه ی دری: «گرفتاری دان، مشکل نیست، ناممکن است!»

مهران مُدیری (هرمند معروف ایرانی) در سریال «مرد هزار چهره»، جمله ی عجیبی دارد که کمتر از ادای امتیاب بچن نیست:

 «من، گناه کرده ام، اما بی تقصیرم!»

در این سلسله، خاطراتم از لطیفه ها و فکاهیاتی انباشته می شود که در گذشته های خوش و بی قید کودکی و نوجوانی، در سنت خانواده ی ما که همه اهل کتاب و مطالعه بودند، چیز های دیگری به یاد بیآیند که یکی جالب تر از دیگری، خوب است در این جا در    افاده ی موضوع کمک کنند:

معلم ادبیات، رو به شاگرد می کند:

قبلاً در مورد تاگور، شاعر معروف هند، برای تان معلومات داده بودم. چه به یادت مانده است؟ زود تشریح کن!

شاگرد، هرچند تنبل، اما هوشیار:

 بلی معلم صاحب! شما فرموده بودید:

 ز گهواره تا گور دانش بجوی!

***

زن، رو به شوهر می کند:

اگر من بمیرم، چه می کنی؟

مرد:

 دیوانه می شوم!

زن با خوشحالی:

 از این معلوم می شود که مرا دوست داری و دیگر هرگز زنی نمی گیری!

مرد:

نخیر! از دیوانه، هر کاری ساخته است.

ادبیات کاربردی ما در نوع پاسخگویی در حالی که در امواج کار رسانه یی و آزادی بیان، از اصلیت تعریف می افتد، در رنگارنگی و افاده ی مساله، به سنگی می ماند که از برخورد با آن، اگر ظرفیت جانب مقابل، کمتر باشد، شکسته گی ست و اگر مافوق سنگ شود، ریخته های این تصادم، بُراده هایی اند که پس از پخش، به زحمت جمع نمی ارزند.

جواب های سرپایین، همان هایی اند که از تصادم با واقعیت، پخش می شوند، اما ساحه ی آن ها، نه فضای بالاست، بل در ریزش این ریخته گری، به شتاب به زمین می خورند.

کمیت کار فرهنگی ما در سطوح رسانه ها، فرهنگ و ادبیات، هرچند در تعریف کیفیت، خیلی چاق شده است، اما چربی این تراکم در تنور داغ واقعیت، به گونه ای آب می شود که دست آویز آن برای پُر کردن کارنامه ی سیاسی، ضعیف تر از ادبیاتی ست که در جواب های سربالا، به فهم ما در گشودن از گره مشکلات کمک کند.

در بازار آزاد افغانستان در واقع در این مرغ فروشی، اگر سیاهی بازار بر اثر معیار های مرغی باشد، جست و جو برای گوهر، یا صدای خروس است یا تخم مرغ.

کمیت، اصلی بود که در حکومت داری نو، در ماجرای دراز نویسی تاریخی آن، شماری لازم داشتند که وقتی از راس بیافتند، در کارنامه های آنان، نه فقط اصل مساله بماند، بل تخلیقات این چنینی، اجازه دهد در درازی و سیاهی آن، در فرصت هایی استفاده کنند که در هرج و مرج بودن و نبودن، مردم درمانده، اما بی دخیل در سرنوشت مملکت، کفن کش سابق را به یاد آورند، اما یادشان برود او، کاری به جز از مُرده کشی نداشت.

جواب های سرپایین، بخشی از ادبیات نوین است که در تحولات پُر شتاب در وطن ما، میلان به فرار از قبول مسوولیت ها می شوند، اما این فرهنگ می تواند به ترفند دیگری مبدل شود که پس از عام شدن، به اصطلاح عام «به جان زدن» در حد رفع نیاز ها، قبول این واقعیت ها را زیر سوال ببرد که در اجتماعی بودن، زنده گی خوب، در گرو رعایت خلقی ست که در پیرامون ما، نه فقط منافع شخصی دارند، بل استمرار حیات شان در توجه و رعایت حقوق دیگران است.

دشواری های ما در ساخت فرهنگ های منفی برای رهایی مقطعه یی، اما کاذب، ادبیاتی را وارد صحبت های مردم می کند که در این متباقی سرنوشت، اما باقی سیاسی، فرار از مسوولیت، وقتی در مسرت و شادی فکاهی و طنز، بیان می شود، خود نوعی از قناعت، اما به رنگ ریاست که در سرگردانی بی چاره گان، مثال باد در هوا می شود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بیرق ملی افغانستان

afghanistan

image 006 image 006 image 006

Main Menu

ساینس ، طب و معلومات علمی

حقیقت در یوتیوب

youtube

الحاج سلیم عابد پيمان

salim abed paiman 200

جنتری یا تقویم سال ۱۳۹۶

Calandar 1395 S 200

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

آشپزی افغانی

dast pukht afghani 180

تاریخی، سیاسی، فرهنګی ، کلتوری او اجتماعی کتابونه

نماز ستون دین

Namaz Ston Din 1 200

تلویزیون آشنا

daritvplayer

د آشنا تلویزیون وروستی خپرونه

player240

مرحوم داکتر عزیزالله لودین

dr. azizullah lodin 200

ښاغلۍ محمد رسول باوری

bawari 200

استاد شاه محمود محمود

Ustad Shah Mahmood Mahmood 200

د ارګ تاریخچه

باغ بابر

پښتانه اصلاً څوک دي ؟

فال حافظ

hafez copy

سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران

Tamuli Dar Bonyan Jalyat 200

!بیستمین سالروز پیروزی مجاهدین بر همه مبارک باد

ننگرهار مشاعره

پرویز شگیوال

Saraji Atal سراجی اتل

سمیع الله تړون

Rates widget

Currency Converter

شعر پښتو

برنج گل لاله

loga

شرکت حسابداری الیاس

Elias S

ښاغلی سمیع الله تړون

Samiullah Taron 200

ښاغلی سنګر مل عارفزی

ویدیو کلپ کارتون برای اطفال خورد سال

Statistics

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
7.1.10
MySQLi
5.7.19-log
زمان
03:25
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
422
نمایش تعداد مطالب
77400

اخبار جدید

تاریخچه مختصر بچه سقاو

Login Form

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.haqiqat.se حقیقت

Innehållsansvarig: Salim Abed Paiman, 073- 939 46 22 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.haqiqat.se All Rights Reserved.