Get Adobe Flash player

Clocks ساعت

پنجشنبه, ۱۹ اکتبر ۲۰۱۷
پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶
پنجشنبه, ۲۸ مُحرم ۱۴۳۹

Calendar جنتری

اکتبر 2017
دسچپجشی
1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 110 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

غازی امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

جشن حکومت شاهی محمد ظاهرشاه

جشن زمان شهید سردارمحمد داؤد خان

شهید سردار محمد داود خان

dawd S

1919 شاه امان الله خان شاه افغانستان

شاه امان الله خان شاه افغانستان 1919

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

نمای تاریخ تصویری فغانستان

Afghanistan Hestori 200

نمای تاریخ تصویری فغانستان

د اسټراليا اوښبه افغانان

Afghan Austerlia 1 200

د اسټراليا اوښبه افغانان

مرحوم مدیر صاحب الدین

sahebdin

مرحوم مدیر صاحب الدین

د اغلې خاطرې اسحاقزۍ لنډ ژوند لیک

بنیاد خیریه پیمان

Paiman Foundation A 200

بنیاد خیریه پیمان
Paiman Charity Foundation
www.paimanfoundation.com

وب سایت جدید ولایت لوگر

خطاطي نستعليق آنلاين

logo ass

کمپیوتر سرویس

آموزش حج وعمره همراه با عکس

تانجانت بورد پښتو

د پښتو ژبی نوی فونتونه

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

مسجد آنلاین

محمد ابن عبدالوهاب عربی

مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل

دو روز پي در پي

du ruze paidarpai

آموزش نماز برای کودکان

کتابخانۀ دانشنامۀ افغان

Map of Country نقشه کشورها

نعت عالم شوقی

Naat Alem 200

www.kodakan.se

kodakan afghan 200

Afghanistan افغانستان

imagescak6d4un 200

بازی اطفال با گل

blommor aa

تظاهرات گستردۀ افغانها مقابل سفارت امریکا

اختره ته راغلۍ

Akhtara 200

آشپزخانه کوچک من

Home خانه

خون در کف و فاتحه بر سر

خون در کف و فاتحه بر سر
(در غم شریکی ملت هر دم شهید)

مصطفی «عمرزی»
Khun 200ما به سرنوشت، به لوح محفوظ- به آن چه از ازل مقدر شده است، اعتقاد داریم. در ایمان به این سرشت، در تاریخ زنده گی در روزگاری که غم ها و اندوه هایش بسیار اند، نسلی از مردمان این ماوا در پریشانی ها، به ماتم نشسته اند. ابر های سیاه در بوران خونین، امواج سهمگین اند که در تلاطم آن ها، دورنمای روز های خوش، نه در جلو است، بل به یاد گذشته های خوش، ملت ما را مستاصل می کنند تا در عجز، مضطرب و مشوش، در نوبت های دریای خون غرق شوند که سرشت شان در سرنوشت مقدر، نسلی را از کودکی به پیری می برد تا در تمام آن، بیشتر- از امید بُبرند.

 خون های ریخته، کالبد های شکافته و اندام های پاشیده، لرزان و متورم، آیینه ی سهمی از سرنوشت ما در عمر یک نسل آدمی در ذهن می نشیند تا در رسم روزگار، در غم های تنهایی، در هراس از ناپیدایی تکیه گاه امن، سُست و کند در زمینی برویم که در تاریخ خاک ها، بسیار سرخ است. 

در کلیت حصار تنگ، مردمان خسته از جنگ جوش می خورند تا در خلط خون، گوشت، پوست و سرنوشت، حقیقت دیگری رونما شود که در تنوع این غم، سهم ما از درد ها و قربانی، خاص نیست. 
یک نسل در تحول سیاسی در چندگانه گی رژیم ها، بزرگ شده است و عادت می کند در فشار آسیب ها، شاید در اندیشه ی ضیاع جان، سرنوشت او، همان مقدر نوشته، این الم، زیاده است. 
مردمان دردمند در خاطراتی از زنده گی، در یاد های عزیزان، در این جغرافیه، کجایی ندارند (امن) که اگر باشد، در کمترین، اما در بیشترین (نا امن)، جسمی از عزیزی در رنگ خون، در حسرت زنده گی در «زیر دیوار آرزو»، دفن نکرده باشند. 
امواج هستی بشر در کاشانه ی ما، مردمان خون به کف، فاتحه بر سر اند که در درازی چهل سال فریب های سیاسی، اما در فصل های کوتاه سبز و خوشی، به ناچار قیمتی می دهند که در تجربه ی آنان از زنده گی در هجرت، در قیود و سایه، اما گران نیست. 
تردید در زنده گی، با خون های ریخته در عمری که به سنت طبیعت، آخر نمی شود، خفقان مردمانی ست که در گستره ی جمعیت های میلیونی، قربانی اند. فراریان در حاشیه ی سرنوشت، شانس یافته گانی بودند که هرچند جسم را بُردند، اما روح آنان در مسیر تاریخ، به گذشته می کشاند تا نسلی که از بذر این رنج در جای دیگر است، اگر می پندارد، درد او در نبود ملموسیت آن خاطره، به رنجی نمی رسد که در نیای او بود. 
در هرج و مرج این هراس، زنده گی- از معنی می افتد و مرگ در عادت رفتار، سایه ای ست که در نبود امن سیاسی، مردم را در عذاب تلخ کامی، نا امید می کند تا در نوبت های غم، هرگاه زیان دیدند، فریاد کنند سرنوشت ما در مقدرات غم، فشرده می شود. 
شرح این سیما در سیمای که در خون است، از کنار قلم می گذرد و حافظه ی مردم، ذات می شود تا نا امیدی در سلاله ی نسل قربانی به فرزندانی رسد که حق شان در تنگنای این جا، نوید زنده گی ست. 
ارثیه ی آدمی در سرزمین های خون، اگر خون در رگه های اولاد است، ذات آن خسته از جنگ در یادواره های غم، پیوندی ست در صدور درد که اگر مردمان این جا، از درک آن، به خوبی افاده می کنند، در این مقدرات، این تنها سایه ای نیست که بر زنده گی او، پرده زده اند. او وارث غم هایی ست که در سالیان درد، رنج و اندوه، از اضطراب در ناخوشی تکان زنده گی، به یاد آورده است در ملجای پدر و در آغوش مادر، وقتی شعور در حیات او، به کودکی، جوانی و میان سالی می رسد، به یاد بیآورد حافظه اش در اصل وراثت، اندوخته ای دارد تا در اضطراب آن، خطی در سرنوشت سیاه باشد. 
در دریای خونین «قسمت»، توده های این جا، سال هاست که غوطه می خورند، اما در شگفتی این راز، در طوالت اندیشه، پاسخ ما در هیچ مکتب، اندیشه، دین و مذهبی یافت نشد که بر حسب طبیعت، اگر در پایان هر تاریکی روشنایی ست، چرا در پایان هر سپیده، بانگ شوم سیاهی می آید؟ 
هیچ خوشی ای مدام نیست و هیچ مکدری همیش، تار نمی ماند، اما اعتراض ما در مظلومیت های مردمان دردمند، به غصه ای می ماند که نصیب ما از این هیچ و است، مساوی نیست. 
عمری در روگار دراز، در هر لمحه، لحظه، ساعت، روز، سال و ماه در این تاریخ که حالا به چهل (سال) می رسد، آن پایانی که نوید روشنایی پس از سیاهی ست، در هیچ فرهنگی که در سنگینی سنت های این سرزمین نقشه بسته اند، به اطمینان نمی رسد که می توان بر فردایی دل بست که حداقل، میزان خوب و بد آن، مساوی باشد؟ 
مردمان غمکده ی این جا، در رواج باور های «شکران»، ناشکر نیستند، اما رمق آنان در ضیاع هستی ای که «حق» است، به این معنی می رسد که حق آنان در هرج و مرج، در اتلاف، زیاده هدر می شود. 
زنده گی در این جا، به معنی زنده گی نیست. مردمان قربانی در نا امیدی ها، در یاس، افسوس و درد، قسم خورده گانی اند که در بازی های سرنوشت، در زیاده های خطوط سیاه تقدیر، در توده های چند، قربانی می دهند؛ می گریند، می زیند، می ایستند و اما در دشواری های این استمرار، به زنده گی می اندیشند. 
در چند فصل تحول، انقلاب- واژه ای بود که در رسمیت آن در اعتقادات سرخ (کمونیزم) راست برآمد تا از خون هایی که از آن تاریخ به ناحق ریختند، این رسم در التهاب سیاسی، به بهای خون، در مقدرات ما بماند تا به یاد ستم رسیده گانی که به زاری کشتند، از عقوبتی در امان نمانیم که از شومیت زشتی، شهری به بزرگی، عظمت و شان روم سوخت و معنی این تاریخ، در جلو ما در سرخی هایی نوبت مصایب، در سرنوشتی «درس» شود که در آموزه های آن، یاد گرفته ایم نصیب ما از درد، خیلی زیاد می شود. 
شرح تصویر مقاله:
یک مرد دردمند و غم رسیده ی پشتون.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بیرق ملی افغانستان

afghanistan

image 006 image 006 image 006

Main Menu

ساینس ، طب و معلومات علمی

حقیقت در یوتیوب

youtube

الحاج سلیم عابد پيمان

salim abed paiman 200

جنتری یا تقویم سال ۱۳۹۶

Calandar 1395 S 200

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

آشپزی افغانی

dast pukht afghani 180

تاریخی، سیاسی، فرهنګی ، کلتوری او اجتماعی کتابونه

نماز ستون دین

Namaz Ston Din 1 200

تلویزیون آشنا

daritvplayer

د آشنا تلویزیون وروستی خپرونه

player240

مرحوم داکتر عزیزالله لودین

dr. azizullah lodin 200

ښاغلۍ محمد رسول باوری

bawari 200

استاد شاه محمود محمود

Ustad Shah Mahmood Mahmood 200

د ارګ تاریخچه

باغ بابر

پښتانه اصلاً څوک دي ؟

فال حافظ

hafez copy

سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران

Tamuli Dar Bonyan Jalyat 200

!بیستمین سالروز پیروزی مجاهدین بر همه مبارک باد

ننگرهار مشاعره

پرویز شگیوال

Saraji Atal سراجی اتل

سمیع الله تړون

Rates widget

Currency Converter

شعر پښتو

برنج گل لاله

loga

شرکت حسابداری الیاس

Elias S

ښاغلی سمیع الله تړون

Samiullah Taron 200

ښاغلی سنګر مل عارفزی

ویدیو کلپ کارتون برای اطفال خورد سال

Statistics

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
7.1.10
MySQLi
5.7.19-log
زمان
03:40
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
422
نمایش تعداد مطالب
77458

اخبار جدید

تاریخچه مختصر بچه سقاو

Login Form

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.haqiqat.se حقیقت

Innehållsansvarig: Salim Abed Paiman, 073- 939 46 22 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.haqiqat.se All Rights Reserved.