Home خانه

تداوم بی اعتنایی به اعتماد مردم

تداوم بی اعتنایی به اعتماد مردم
(پیرامون عزل محمد شاکر کارگر)

مصطفی عمرزی

2543710 400جوش و خروشی که از اعتماد به ظواهر به وجود آمده بود، زود بازوی افغان های ترکتبار را از تیم دکتور غنی، جدا کرد. استفاده ی ابزاری از آرای هموطنانی که گویا به یک شخص تحصیل کرده، اطمینان کرده بودند، آنان را مستاصل می کند؛ زیرا امید ها برای برآورد نیاز های ملی، شانس هایی بودند که دکتور غنی را دربر گرفتند، اما او از آن ها سوء استفاده کرد.
دستگاه تبلیغاتی دولت که در گرو حکومت است، سلوک غیر قابل باور رییس جمهور را توجیه می کند. بنابراین، دیدیم که متاثر کردن حمایت های سترجنرال عبدالرشید دوستم در اخبار خورد و کوچکی که ماهرانه مدیریت می شدند تا صبغه ی جرمی بیابند، در معنی دیگر، کوشش های بودند که با پشت کردن به آرای سفید، امید های مردم برای توسعه ی حاکمیت ملی را به یاس مبدل می کنند.

 حذف محترم شاکر کارگر که به نماینده گی از جامعه ی ترکتباران ما، به خصوص تحصیل کرده بود، اگر توجیهات معمول دولتی را نادیده بگیریم که با منطق عزل و نصب، از صلاحیت های رییس جمهور بحث می کنند، ستیز خصمانه است که به آرا، عقاید و مولفه های دیموکراتیک، مبنی بر پیوستن آزاد به دیگران، احترام نمی گذارد.

در پی تداوم بی اعتنایی به اعتماد مردم، این بار به گونه ی گسترده، بی اعتمادی مردم در قبال حکومت را گستره تر می سازند. درک ناهنجاری های حکومتی که برای تحمیل خواسته ها، دنبال بهانه می گردد، حکومت دکتور غنی را در تنگنایی خورد خواهد کرد که بی اعتمادی مردم دانسته می شود.

از زمان پشت کردن به اعتمادی که به رهبری جنرال عبدالرشید دوستم، آرای جامعه ی افغان های ترک را وارد حکومت کرده بود، تا عزل نمادین محترم محمد شاکر کارگر، نباید از این حقیقت غافل بمانیم که چنین سلوکی، باید از منظر گروه ها، افراد و احزابی به دور نماند که به تظاهر حکومت، دل خوش کرده اند.

رییس دولت با تمام قوا سعی می کند در قدرت ابقا شود، اما چراغ سبز او برای پیوستن مردم به تیم تحول و تداوم، به این معنی نیست که اگر ابقا شود، بقای افرادی را تضمین خواهد کرد که با قید مشخص قانون اساسی که بیش از دو بار، ریاست دولت را نفی می کند، برعکس به تصفیه هایی رو می آورد که بی اعتناتر به حذف هایی که در مثال آقای شاکر کارگر، حتی نزاکت های قومی و  اجتماعی افغان ها را اغماض می کنند، به همه پشت خواهد کرد.

عزل آقای شاکر کارگر، در صورت ساده ی آن، مراتب اداری را توجیه می کند، اما تشخص او به نماینده گی از جامعه ی افغان های ترک، باید به نگرش خصمانه ای برگردد که دیدیم با حمایت های گسترده از جنرال عبدالرشید دوستم، اکثریت جامعه ی افغان های ترک، به کمپاین انتخاباتی آقای غنی، لبیک نمی گویند.

شاید جای شاکر کارگر را با فرد دیگری پُر کنند که در بازی های سیاسی، فقط خودش خواهد بود (یک فرد)، اما عزل افراد متشخص جامعه، به خصوص وقتی با تنوع افغانی (از تمام اقوام)، نظام را مشروعیت می بخشند، به زودی از اذهان مردم حذف نمی شوند.

معنی دیگر عزل محمد شاکر کارگر، دهن کجی به اجتماعات گسترده ی حامیان جنرال دوستم و جامعه ی افغان های ترکتبار است که با وصف حمایت از دکتور غنی، از حواشی حکومت نیز حذف شدند.