Home خانه

تعریف ستمی روشنفکر

تعریف ستمی روشنفکر

مصطفی عمرزی

49242376 1154224358064301 8670897942460104704 n 400در فرصت هايی كه زمينه ي گفت وگو با طرف هاي به اصلاح ستمي ميسر شده است، از ارتباطات آنان با پشتون ها پرسيده ام. در این زمینه پشتونی که مطلوب شان باشد را نیز تعریف کرده اند. آن چه بسیار جلب توجه می كرد، آوردن عبارت «پشتون روشن» بود. براي آن كه از ابهام موضوع كاسته باشم، خواستار توضيح شده ام. شاید برای شما نیز جالب باشد که تعریف آنان از «پشتون روشن»، چيزي بيش از يك موجود ميان تهي، بی سواد و بی شعور نیست که اگر هرچه در مورد قوم او گفتند پذیرفت، روشن یا به اصطلاح روشنفکر می شود.

آن چه را به نام «پشتون روشن» از پشتون هاي در ظاهر موافق حال خود، تعريف مي دهند، انساني ست بي خاصيت؛ بي سواد، ناآگاه و سُست عنصر كه پس از پذيرش بدون چون و چرا یا از سر ناآگاهي و بي سوادي و يا هم براي اغراض شخصي اش، هر آن چه را كه امروزه مي دانيم جز مدعيات بي معني، توهين ها و زياده روي هاي بي شرمانه اي ستمی در مورد ما نيستند، تاييد مي كند.

 اگر در جايي با آن پشتون هایی برخورديد كه به ويژه بی خاصیت باشند و از «پشتون روشن» به طبع ستمی ها حرف بزنند و يا با افرادی برخوردید که همسو با ستمیان توجیه بیاورند، بي هيچ شك و شبهه اي بپذيريد كه وقتي يك منتقد معلوم الحال و يا هم از رده هاي پايينی و بالایی ستمی، از او خوشش بيآيد، به خودی خود تبیین می شود.

می دانیم که ادعای ستمی گری در افغانستان با آن چه مستند کرده اند، از پایه بی بنیاد است؛ زیرا به اساس مطلوب هایی ارائه می شود که به تنوع، کثرت قومی، ارزش های فرهنگی و تاریخ افغانستان، اعتنا نمی کند. عدم تمکین با هاریت سیاسی، آنان را وامی دارد برای تامین منافع گروهی و فردی خویش، حتی به ارزش های اخلاقی، نه بگویند. رجوع به کارنامه ی فرهنگی و رسانه یی آنان، ثبوت مدعای ماست.

در فرهنگ ستمی گری، به جز ضعف اخلاقی، چیزی یافت نمی شود. سردمداران آنان، بی اعتنا به اثرات رفتار زشت خویش، بیش از همه به خود آسیب می زنند. پدرم ناقل، در هرازگاه تداعی تاریخ اعلی حضرت غازی شاه امان الله، با دشنام های «پدر لعنت» و    «مرده ی روسپی خانه» نیز ستمی گری را معرفی کرده است.  

شايد كساني با خوانش اين مقاله،‌ ايراد بگيرند كه اگر مساله روي شخصیت استوار باشد، تمام پشتون هايی كه از مزيت افتخارات به اصطلاح ستمي، بهره مند شده اند، بي خاصيت نباشند! زیرا افرادی در حد تحصیل کرده نیز در میان آنان به چشم می خورند، اما من مي گويم اگر مي پذيريم كه ادعاي طرف مقابل ما در بازخواني، تحريف تاريخ و حقايق، چنان چه همه مي دانيم 99 در صد نادرست است و بر اثر يك درصد نيز نمي توان بر هيچ قضاوت مطلوب آنان دست يافت، بدون شك و شبهه، آنانی كه از لطف، كرم و هداياي ستمی بهره مند مي شوند، شامل همان هايی قرار خواهند گرفت كه ساده ترين تعريف آنان‌، بي خاصيت است؛ زيرا منتقد هار، دوست دارد همتباران ما از الف تا ياي تاريخ، ارزش ها و هستي خويش را به نفع اغراض آنان نفي كنند. لطف و دوستي آنان مانند تبیین قرآنی ست که پرودگار برای مسلمانان اهدا می کند: «تا زماني كه وارد صف شان نشويد، دوست شما نمی شوند!»

لطیف پدرام یا عبد بیگانه گان با دو معاون پشتون و هزاره به کمیسیون مستقل انتخابات رفت و ثبت نام کرد. به هر صورت، قبل از سُخریه ی این کمیدی، چهره ی او با افغان ستیزی های زشت اش در پارلمان که به لطف شورای نظاری ها، به ویژه ملا معنوی در تاریخ شورای افغانستان وارد شد، ما را به تقدس بیشتر ارزش های افغانی وامی دارد؛ زیرا این دون به نام افغان، زیر چتر افغانستان، خوشبختانه یا بدبختانه با یک معاون پشتون، ثابت کرد که بدون تایید ما، دون تر از آن است که خود اعتراف می کنند. او در وب کم تحریک اقلیت ها به ضد پشتون ها، اعتراف کرده بود که اگر وضعیت تغییر بخورد (خروج خارجی)، حتی از ارائه ی طرح های خویش نیز عاجز خواهند بود، چه رسد به اجرای آن ها.

هرچند جای خالی ترکتباران در کنار پدرام، معانی زیاد دارد، اما ما نیز خاطر آزرده داریم که به هموطنان ترک ما، کم التفاتی می شود. زمانی که امثال پدرام ها به شاه امان الله توهین می کردند، آنان در جوزجان و فاریاب زیر تصویر او، جشن استقلال را به افتخار برگزار می کردند.

خار چشمان یا به اصطلاح ستمیان «پان تورکیست ها» که در اعتراضات حمایت از قیصاری، اُبُهت خویش را به پان فارسیست ها نشان دادند، ستمیان را ترسانده است.

جای خالی ترکتبان در کنار ستمیان، نوید خوش است، اما استعانت بعضی از همتباران ما، مانند شخصی با تخلص وردگ که می دانیم ربطی به اکثریت وردگیان با عزت و بسیار با همت ما ندارد، چنان چه در آغاز این مقال آوردم، شاید جزو مطلوبان تعریف «روشنفکری» ستمی باشند.

ایوبی ها، وردگ ها و امثال آن همتبارانی که در کنار پدرام ها بروز می شوند، حتماً با معیار های ستمی سنجیده شده اند. بنابراین، اگر وسیله می شوند، مردم ما به اساس منطق ستمی تعریف روشنفکر، از آنان حذر کنند.

بهترین صورت حال ستمیان در کار نشراتی، فرهنگی و رسانه یی آنان نمایان است. کم سوادی نیز می تواند محکی باشد برای سنجش افرادی که در کنار پدرامی ها قرار می گیرند.