
شماره دوهم سال1381هجری
شمسی،مطابق1423 قمری، برابر2002 ميلادی
جنگ سالاری و جرگه
اضطراری
جرگه به عنوان يک راه کار
چاره جويی و برون رفت از بن بست و بحران سياسی – اجتماعی، کدام قاعده و
قانون تدوين شده ای ندارد. اعضای آن تنها بر اساس ارزشهای سنتی و در
محدوده فردی عمل می کنند.
نه حقوقی و معاشی می گيرند و نه به
تشکيلات منظمی وابسته اند. پس از پايان جرگه، شرکت کنندگان به ولايات
خود بازگشته و به زندگی عادی خود ادامه می دهند. در صورت خلاف کاری و
سوء استفاده از فرصت چند روزه، هيچ کسی يا اداره ای نمی تواند آنان را
تحت باز پرسی و پيگرد قانونی قرار دهد.
يک عضو جرگه در برابر
هيچ سازمان، اداره و شخصی مسؤول و متعهد نيست و از همين رو به آسانی می
تواند يا خودش از موقعيت استثنايی و کوتاه عضويت بهره برداری کند و يا
مورد بهره برداری ديگران قرار گيرد.
جرگه های گذشته در
افغانستان، وسيله ای بوده است در دست رژيم های حاکم و هميشه تحت تأثيرو
در جهت منافع و بر آورده شدن آمال و آرزو های قدرت مرکزی عمل کرده است.
به عبارت ديگر، در گذشته هيچ جرگه ای در افغانستان نبوده که تحت تأثير
قدرت مرکزی نبوده و برآيند و بازده کاری آن به سود رژيم های حاکم نبوده
باشد.
پس می توان گقت که ساده گی، طبيعت
متغير وانعطاف پذير جرگه، هم نشانه کار آيی، غير بروکراتيک و باز بودن
آن است و هم نشانه بی ثباتی، ضعف و تأثير پذيری آن در برابر عوامل
انحصار گر سياسی- اجتماعی. از اين رو، اکنون که به جای يک قدرت مرکزی،
مراکز متعدد قدرت وجود دارد ، برآيند و بازده کاری جرگه اضطراری می
تواند دو حالت داشته باشد، مثبت و منفی.
نبود يک مرکز قدرت باعث
می شود که جرگه اضطراری آزاد از فشارهای حاکميت مرکزی و به نماينده گی
از ملت و مردم افغانستان کار کند و تصميم بگيرد. مجبور نيست که کسی را
پادشاه يا رئيس جمهور بسازد و يا زير فشار قوم و حزب خاصی تصويبات از
پيش آماده شده را بدون اراده به تصويب برساند و يا در انحصار رهبری
سياسی خاصی قرار گيرد.
اين درست چيزی است که مردم افغانستان از
جرگه های گذشته به خاطر دارند. افزون بر اين و چون جرگه اضطراری از سوی
سازمان ملل متحد فراخوانده شده و گرداننده اصلی هم همان است، به حالت
مثبت بازده و برآيند آن بيشتر می شود اميدوار بود.
اما موجوديت
مراکز متعدد قدرت در شکل احزاب، نيرو های مسلح محلی و جنگ سالاران،
نيرو های پر نفوذ قومی و مذهبی می تواند بر کار آيی جرگه اضطراری
تأثيرمنفی بگذارد و بر آيند و بازده آن را به جهت و نفع خاصی بکشاند.
اين تأثير گذاری چند گونه می تواند بروز کند
يک يا چند حزب يا جنگ سالار، يا رهبران پر نفوذ مذهبی و قومی، با
اعمال نفوذ ، جرگه اضطراری را در انحصار خود در آورده بازده آن را به
سود خود بچرخاند.
احزاب، اقوام، مذاهب و محلات به گونه شايد و بايد نماينده گی نشوند
و خواسته های شان ناکام بماند. در اين صورت، آنها می توانند در برابر
اجرای مصوبه های جرگه اضطراری بايستند، يا با آن همکاری نکنند و به بی
ثباتی دامن بزنند.
مراکز متعدد قدرت با خريدن اعضای جرگه اضطراری حالتی را پديد
بياورند که جرگه نتواند درست کار کند و ناکام بماند. بعضی ها به اين
باورند که نمونه های مجلس "حل و عقد" برهان الدين ربانی و "جرگه هرات"
به اين خاطر ناکام ماندند که خريد و فروش اعضای آنها از اعتبار آنها
کاسته مشروعيت آنها را زير سوال قرار داد.
با اين همه، جرگه
اضطراری دلايل کاميابی فراوان دارد. فراخواننده آن سازمان ملل متحد
است. برنامه کاری آن روشن و هدف آن که آغاز حاکميت انتقالی و مشروع
است، ساده و مردم پسند می باشد. مگر اينکه سازمان ملل متحد در
موافقتنامه بن و اهداف ساده و مردم پسند آن تغييراتی وارد کند و اعتبار
و مشروعيت ملی آن را خدشه دار کند.
صفحه
3
صفحه بعدی دوباره به اصل
صفحه صفحه
قبلی
©
Copyright Salim Abed Paiman Stockholm Sweden
(2002) |